سفارش تبلیغ
صبا ویژن

نکته نگار

ادعای افسردگی در سوگواری امام حسین علیه السلام

ادعای افسردگی در سوگواری امام حسین علیه السلام 
یکی از شبهات مطرح در دوره معاصر در خصوص سوگواری امام حسین (ع) این است که سوگوارى باعث ایجاد روحیه افسردگى و غمگینى در سوگواران مى شود. توضیحات ذیل در پاسخ این شبهه قابل توجه است؛
1. اگر منظور از افسردگی، معنای اصطلاحی آن در علم روانشناسی است که باید گفت این واژه در آن علم، معنا و مفهوم خود را دارد. انجمن روانشناسی آمریکا معیارهایی برای تشخیص یک دوره افسردگی بیان کرده که عبارتند از؛
 الف - وجود پنج مورد (یا بیشتر) از نشانه های زیر در طی یک دوره دو هفته ای که نشان دهنده تغییر در کارکرد قبلى است، همراه با حداقل یکی از نشانه ها خُلق افسرده یا فقدان علاقه یا لذت .
 - وجود خُلق افسرده در بخش عمده روز و تقریبا همه روزه .
 -  کاهش قابل ملاحظه علاقه یا لذت نسبت به همه یا تقریبا همه فعالیت های روزانه‏
 -  کاهش قابل ملاحظه وزن بدون رعایت رژیم غذایی یا افزایش وزن (بیش از پنج درصد در ماه)
 -  بی خوابی یا پرخوابی‏
 - بی قراری‏
 -  خستگی یا کاهش انرژی‏
 -  احساس بی ارزش بودن یا احساس گناه بیش از حد یا غیر عادی‏
 -  کاهش توانایی تفکر یا تمرکز و عدم قدرت تصمیم گیری‏
 - افکار تکرار شونده درباره مرگ (نه فقط ترس از مرگ) افکار مکرر خودکشی بدون نقشه مشخص‏
 ب - نشانه ها باید باعث ایجاد اختلال قابل توجه در عملکرد شغلی، اجتماعی شوند.
 ج - نشانه ها ناشی از اثرات مستقیم فیزیولوژیک یک ماده (سوءمصرف مواد) یا یک اختلال طب عمومی (هیپوتیروئیدی) نباشد.
 د - علایم ناشی از واکنش طبیعی به داغدیدگی (بعد از فقدان یک فرد محبوب) نباشد.(1)
بدیهی است منظور از تعبیر افسردگی در بیان این دسته از اشکال کنندگان، نمی تواند افسردگی اصطلاحی در علم روانشاسی باشد زیرا نشانه هاى این بیمارى، با این تعریف در عزاداران دیده نمی شود و منظور آنان معنای عرفی افسردگی به معنای غمگینی فراگیر است که بحث آن در ذیل می آید.
2. اگر منظور از افسردگى، پیدایش حالت غمگنانه همیشگى در جامعه به جهت سوگوارى است که باز شواهد میدانی خلاف آن را ثابت می کند. در رد این ادعا نیز می توان به مطالب ذیل اشاره کرد؛
2/1. سوگوارى امام حسین علیه السلام بیشتر در زمان سالگرد حادثه عاشورا، انجام مى گیرد. آنچه در مکتب اهل بیت (ع)، خواسته شده، اهمیت دادن به ماه محرم و سوگوارى در دهه اول آن به خصوص روز عاشوراست. سوگواری عمومی، بیش از این خواسته نشده است البته یادکرد امام حسین (ع) در قالب های دیگری به غیر از سوگواری عمومی، منافاتی با روال عادی و متعارف زندگی روزمره ندارد و به معنای سوگ-مندی نیست مانند یادکرد ایشان به هنگام نوشیدن آب یا زیارت ایشان در مناسبت¬های مذهبی مثل شب قدر، عید فطر، نیمه شعبان و ...
سوگواری های مقطعی در مناسبت هایی مثل سالروز شهادت ائمه (ع) نیز اولا؛ محدود به همین ایام است که در طول سال پراکنده است ثانیا؛ مانند سوگواری عاشورا، عمومیت ندارند ثالثا؛ فقط در برخى نواحى مرسوم است. رابعا؛ بر اساس خواست خود آنان انجام می شود. بدین ترتیب، سوگواری همیشگی نیست تا تأثیر فرهنگی عمومی بر روحیات یک جامعه و ملت بگذارد.
در خصوص خود عزاداران نیز این ادعا صادق نیست چرا که بسیارى از آنها در عین حضور در مجالس سوگوارى فراوان، باز داراى روحیه نشاط و رضایتمندى هستند. البته ممکن است گروه اندکى به دلیل باور شخصى به « سوگ‏مندى همیشگى»، نوعى اندوه مجازى را از طریق گوش دادن به نوارهاى مجالس سوگوارى و مانند آن ، بر خود تحمیل کنند و دچار غمگینى تحمیلى ناشى از آن شوند.
2/2. در بین مردمانى که به سوگوارى آیینی مى پردازند غمگینى ناشى از اقامه مصیبت تازه درگذشتگان، دیده نمى شود. شرایط روحی شرکت کنندگان در سوگواری آیینی، بسیار متفاوت تر از شرایط روحی کسانی است که به تازگی یکی از عزیزان خود را از دست داده اند و به سوگواری می پردازند. تنها کسانی این دو نوع سوگواری را یکسان می پندارند که بیرون از مجموعه سوگواران آیینی، به ماجرا نگاه می کنند. این گونه افراد، صرفا ناظر نِمود شکلى سوگوارى هستند. این نوع از خطای در برداشت، دامن برخی از ایرانگردان اروپایی سده های پیشین را نیز گرفته چنانکه در سفرنامه های آنان انعکاس پیدا کرده است. گزارش های آنان حاکی است که ایشان در نگاه اولیه بدین مراسم گمان می کرده اند سوگواران تا مدتها غمگین خواهند بود اما وقتی می دیدند شرکت کنندگان در مراسم سوگواری پس از مراسم به خوردن چای و گپ زدن با یکدیگر مشغول می شوند شگفت زده می شدند. در حقیقت تصور اولیه و برداشت خطای آنان با مشاهده میدانی این آیین و مردمان برپاکننده آن، اصلاح می شده است.
به نظر می رسد فرق نگذاشتن بین سوگوارى آیینى و سوگواری در مصیبت های شخصى تازه درگذشتگان، باعث چنین تصور نادرستی مى شود. در سوگوارى شخصى، اندوه حاصل از فقدان یک عزیز معمولا نظم زندگى عادى فرد را بهم مى زند و ممکن است تا مدتها این روند ادامه یابد تا آرام آرام فرد به حال عادى بازگردد. این در حالى است که سوگوارى آیینى دوره کوتاهى دارد که سپرى مى شود و غم حاصله از یاد مصیبت سالار شهیدان نیز معمولا به همان لحظات مجلس سوگوارى، منحصر مى شود. از دیگر سو، شرکت کنندگان در مراسم سوگواری حسینی، نگاه دیگری به این آیین دارند. آنان از  این که در مصیبت یک شخصیت مذهبى و نقش آفرین در احیای دین، عزاداری می کنند و می گریند احساسی سرشار از رضایتمندی و خرسندی دارند، خود را ادامه دهنده راه و شریک تلاش هدایتگران بزرگی می دانند که در راه هدایت خلق و مبارزه با طاغوت، به شهادت رسیده اند و از این جهت، امید بسیاری به اجر و ثواب فراوان این مشارکت دارند امری که در نهایت، به سرور معنوى، منجر می شود. نکته دیگری که مورد غفلت قرار گرفته این است که این گونه جلسات با مشارکت عمومی برگزار می شود و نشاط کار جمعی و همدلی فراوان در آن، خود سهم بسزائی در ایجاد نشاط بین سوگواران آیینی دارد.
بنابر این نمی توان گفت سوگواری حسینی و سوگواری برای اهل بیت (ع) که جنس آن از نوع سوگواری آیینی است باعث ایجاد افسردگی و فراگیری روحیه غمگینی در جامعه پایبند به این آیین، می شود.
نتیجه آنکه افسردگی به معنای مصطلح در روانشناسی نمی تواند بر جامعه سوگوار حسینی صادق باشد از سوی دیگر معنای عرفی افسردگی به معنای فراگیری حالت غمگنانه و جریان همیشگی آن نیز نمی تواند درست باشد.
به نظر می رسد طرح اولیه این شبهه و اشکال، از سوی مستشرقان بوده و تکرار و کاربست آن از سوی بخشی از جریان روشنفکری است که چشم بر دهان غربیان دوخته و پیرو همیشگی آنان است.
هر چند با اندکی تآمل در روحیات مردمان پایبند به آیین سوگواری حسینی، بی پایه بودن این شبهه مشخص می شود اما امروزه یک جریان فکری با آگاهی از سستی این اشکال، اصرار بر طرح آن دارد. وابستگان جریان فکری پیرو غرب، فرهنگ سوگواری حسینی و ارادت مردم ایران به امام حسین (ع) را مانعی بزرگ بر سر راه خود در مسیر ترویج فرهنگ بی دینی و تبلیغ ارزش های غربی، می دانند و در پی آنند که با فضا سازی های تبلیغاتی نسل جوان را از فرهنگ عاشورا دور سازند. بکار بردن تعبیر « افسردگی» که اصطلاح خاص روانشناسی است و در آن علم، معنای ویژه ای دارد بدین قصد صورت می گیرد که بار معنایی منفی آن در ذهن ها تداعی کند و هر گاه اشکال گرفته شد با کمی عقب نشینی ادعا شود منظور معنای عرفی آن یعنی حالت غمگینی است. در هر صورت این حرکت، نوعی مغالطه است تا مخاطبان گمان کنند سخنی علمی پشتوانه این ادعاست در حالی که بازی با اصطلاحات علمی است و هدفی جزو فریب افکار عمومی ندارد.
2/3. برخى اندوهگینى هاى موجود در جوامع شیعى ناشى از امور دیگر است. فرهنگ اسلامى شیعى براى متعادل زیستن مردمان، سازوکار میانه و واقع نگرانه‏ اى پیشنهاد کرده که ویژه این فرهنگ است اما این امر به خصوص در سده‏ هاى اخیر مورد غفلت واقع شده و به دلیل دورى جوامع اسلامى از معارف دینى و دریافت خرده فرهنگ‏ هاى بیگانه به خصوص از فرهنگ غرب، دچار چندگانگى فرهنگى و ناهماهنگى رفتار، شده است.
در فرهنگ دینى امور شادى بخش و آرامش آفرین در زندگى جمعى فراوانند ضمن آن که توصیه هاى گوناگون به میانه روى، تعادل و پرهیز از افراط و تفریط در شریعت نیز بدین معناست که در زمینه غم وشادی هم نباید دچار افراط و تفریط شد.
 توصیه به  تقسیم اوقات فردى به پنج بخش و اختصاص یک بخش از آن به تفریحات سالم  و تصریح به این نکته که تفریح سالم باعث تجدید قوا و رفع خستگى و ملال ناشى از بخش هاى دیگر مى شود(2) نشانه اهتمام مذهب به نشاط و تفریح سالم است.
همچنین باید توجه داشت که توصیه هاى فراوان معصومان (ع) به امور چون؛ گره‏ گشایى از کار بسته دیگران، انفاق، صله رحم، همسایه دارى و ارتباط حسنه با آنان، نقش بسیار زیادى در آرامش بخشى، تسکین دردها و زدودن امور غم‏ آفرین دارند.
3. حساسیت نسبت به حیات ارزش هاى دینى در جامعه، نگرانی از به خطر افتادن آنها، اندوه به خاطر غلبه اندیشه های جاهلی، وابستگی عاطفی نسبت به جامعه مومنان و سرداران جریان هدایت، همه و همه از ویژگی های مؤمنان است که باعث می شود آنان برای تمام حوادثی که گمراهی جامعه را در پی داشته یا ظلمی و اندوهی را متوجه مؤمنان کرده، اندوهگین شوند و نسبت بدان واکنش نشان دهند و در این میان، بیش از همه، سختی ها و آزار رسیده به رهبران جامعه مؤمنان همچون زندان، اسارت، تبعید و شهادت است که موجب غم و اندوهشان می شود. بدیهی است این گونه غم و اندوه و برگزاری سوگ آیینی در زمان های خاص که در راستاى احیا و توانمندى دین صورت مى گیرد جزو هزینه ‏هایى است که دینداران حاضرند براى تحقق اهداف دین، بپردازند و اصولا هزینه کردن براى امور ارزشمند - به خصوص آنچه در صحنه اجتماع تاثیر گذار است -  جزو سیره عقلا در تمام جوامع است. بنابر این اندوهگینى دینى در ایام خاصى از سال، براى احیاى یاد و نام امام حسین (ع) که آثار اجتماعى و دینى فراوانی دارد خود ارزش و هنجار اجتماعى است و همانگونه که غمگینى پس از مرگ وابستگان و عزیزان، در روانشناسى نشانه افسردگى نیست، غمگینى دینى براى وابستگى هاى مذهبى نیز، افسردگى به شمار نمى‏آید و اشاره کردیم که این غم با رضایتمندى و خرسندى همراه است و با آنچه در افراد غمگین مشاهده مى شود فرسنگها فاصله دارد . 
........................................................................
پاورقی
1.     راهنماى تشخیصى و آمارى اختلال‏هاى روانى ص 531 - 543 (متن تجدید نظر شده «راهنماى تشخیصى و آمارى اختلال‏هاى روانى » ،تالیف گروه مؤلفان (DSM-IV-TR ) چاپ چهارم سال 2000  ترجمه دکتر محمد رضا نیکخو - هامایاک آوادیس یانس ، چاپ اول : 1381 ، تهران ،انتشارات سخن ، چاپ مهارت . )
2.  معانی الأخبار ص 334 ح 1  :  حدثنا أبو الحسن علی بن عبد اللَّه بن أحمد الأسواری قال حدثنا أبو یوسف أحمد بن القیس السجزی المذکر قال حدثنا أبو الحسن عمرو بن حفص قال حدثنی أبو محمد عبید اللَّه بن محمد بن أسد ببغداد قال حدثنا الحسین بن إبراهیم أبو علی قال حدثنا یحیى بن سعید البصری قال حدثنا ابن جریح عن عطاء عن عبید بن عمیر اللیثی عن أبی ذر رحمه اللَّه علیه قال دخلت على رسول اللَّه ص و هو فی المسجد جالسا وحده فاغتنمت خلوته فقال لی یا أبا ذر :. ... على العاقل ما لم یکن مغلوبا على عقله أن یکون له ساعات ساعة یناجی فیها ربه عز و جل و ساعة یحاسب فیها نفسه و ساعة یتفکر فیما صنع اللَّه تعالى و ساعة یخلو فیها بحظ نفسه من الحلال و إن هذه الساعة عون لتلک الساعات و استجمام للقلوب و تفریغ لها .
-  الأمالی‏ للطوسی ص : 147/ 240 - 53 :  أخبرنا محمد بن محمد، قال أخبرنا أبو الطیب الحسین بن محمد التمار، قال حدثنا محمد بن القاسم الأنباری، قال حدثنا أحمد بن عبید، قال حدثنا عبد الرحیم بن قیس الهلالی، قال حدثنا العمری عن أبی وجزة السعدی، عن أبیه، قال أوصى أمیر المؤمنین علی بن أبی طالب علیه السلام  إلى الحسن بن علی علیه السلام  فقال فیما أوصى به إلیه ... یا بنی، للمؤمن ثلاث ساعات ساعة یناجی فیها ربه، وساعة یحاسب فیها نفسه، وساعة یخلو فیها بین نفسه ولذتها فیما یحل ویجمل، ولیس للمؤمن بد من أن یکون شاخصا فی ثلاث مرمة لمعاش، أو خطوة لمعاد، أو لذة فی غیر محرم.