سفارش تبلیغ
صبا ویژن

نکته نگار

برخی چالش ها پیش روی جریان غدیر

برخی چالش ها پیش روی جریان غدیر

جریان حق و هدایت در مسیر راهیابی به متن زندگی جوامع انسانی و نجات آنان از ظلمت جهل و گمراهی با موفقیتها و چالش هایی روبرو بوده است .
حرکت همه انبیاء در مسیر جهل زدایی و مبارزه با ارزش های جاهلی است تا در جامعه زمینه برای بالندگی حق , معرفت , عقلانیت و ارزش های  الهی - انسانی پیدا شود و پرهیزکاری و فضایل اخلاقی ملاک  برتری و شایستگی افراد  باشد . از این رو کار تمام پیامبران ماهیتی اصلاحی و فرهنگی دارد و تلاش آنها با تغییر ذهنیتها , ذائقه ها , رفتارها و شکل گرفتن ارزش های جدید در ذهن و جان احاد جامعه ثمر می دهد . بنابر این هر پیامبری به تناسب تغییراتی که در جامعه ایجاد می کند و ارزش هایی که نهادینه می کند موفقیت به دست می آورد و بدیهی است در برخی حوزه ها از موفقیت کمتری برخوردار است و در برخی موارد نیز مقاومتها بیشتر است و تلاش ها نتیجه نمی دهد . این امر در باره تمام انبیاء و از آن جمله خاتم پیامبران نیز صادق است با این تفاوت که کار اصلاح در امور باقی مانده قبل از ایشان بر عهده پیامبران بعدی بود اما در خصوص رسول اکرم که خاتم انبیاء است ادامه تلاش ها بر عهده اوصیاء ایشان یعنی ائمه اطهار است و آن بزرگواران با استفاده از ظرفیت فراوان قرآن کریم و میراث رسیده از رسول اکرم و تاییدات الهی به این کار اهتمام ورزیدند . البته این سیر اصلاح تا ظهور امام عصر و حاکمیت ارزشهای الهی و عدل بر جهان ادامه خواهد یافت .
شاید بتوان گفت یکی از مهمترین چالش های پیش روی جریان حق در دروه ی پیامبر (ص) و دوره پس از ایشان , ریشه داشتن عادات و روحیات نظام قبیله ای در جان و روح مردم شبه جزیره عرب بود که بیشترین نقش را در جریانات اجتماعی و سیاسی و نظام دهی به امور مردمان آن روزگار ایفا می کرد . در نظام قبیله ای , عموم افراد قبیله از تصمیم و گرایش شیخ ورئیس قبیله پیروی می کردند و کاری نداشتند که وی در تصمیم گیری بر مبنای حق عمل کرده یا بر اساس خواسته ها و هوی و  هوس خود .
گفتنی است امروزه نیز برخی جریانات سیاسی و حزبی به مانند نظام قبیله ای رفتارمی کنند و جالب آنکه هوادران نیز رفتاری همانند افراد عشیره در نظام سنتی عمل می کنند .
 افزون بر این روحیه , فرهنگ غلط دیگری نیز در شبه جزیره عربستان رایج بود که بر اساس آن قبیله قریش مهمترین قبیله به شمار می آمد وجایگاه والا و نقش تاثیر گذاری داشت و دیگر قبایل آن را , جمعیتی پیش رو و شایسته تبعیت می دانستند . از این رو  در تصمیم گیری های کلان آنان را امام خود می دیدند و در اختلافات داخلی این قبیله دخالتی نمی کردند  و منتظر می ماندند تا نتیجه نهایی اختلاف معلوم شود . چنانچه گروهی از قریشیان بر دیگر تیره ها غلبه می یافت آقایی و شایستگی پیروی , بدانان تعلق می گرفت. این حقیقت در جریان اسلام آوردن آنان , ماجرای نادیده گرفتن غدیر  و جریان سازی در سقیفه و .... قابل مشاهده است .
بر اساس همین نظام قبیله ای بود که وقتی گروهی از شیوخ و شخصیتهای تاثیر گذار قریش تصمیم گرفتند ماجرای غدیر و تعیین امام از سوی خدا را نپذیرند به طرح بحث ذیل روی آوردند که اگر به جریان غدیر و امامت امام علی (ع) پایبند باشند برای همیشه قدرت سیاسی در دست تیره بنی هاشم قرار می گیرد و به دیگر قریشیان نمی رسد در حالی که اگر با سازکار تعیین خلیفه کسی را معرفی کنند این فرصت برای همه تیره های قریش فراهم می شود که روزی در کانون قدرت قرار گیرند پس منطقی و عاقلانه است که سازوکار امامت را کنار بگذارند تا همه تیره ها سهمی از قدرت داشته باشند خصوصا آن که قدرت بین شخصیتهای مطرح و شیوخ به گردش در می آید و از آنجا که غالب آنها در سن کهن سالی اند  خلافت به دیگر صحابه نیز می رسد در حالی که اگر امام علی جوان را بپذیرند باید تا به سر رسیدن سن طبیعی ایشان صبر کنند و تا آن هنگام اکثرشان از دنیا رفته اند.
جالب آنکه این نوع تصمیم گیری های شیوخ و شخصیتهای مطرح قریش از سوی اکثریت و توده مردم مورد بازخواست قرار نگرفت و این دو سنت جاهلی رایج یعنی پیروی از روسای قبایل و پیروی دیگر قبایل از تصمیم قریشیان , به کمک  جریان باطل آمد و آنان توانستند جریان غدیر را دور بزنند .
در خصوص نوع نگاه مردمان شبه جزیره عربستان به قبیله قریش اخبار و تحلیل هایی از صدر اسلام به دستمان رسیده است که ما در ذیل به نقل یک خبر و یک تحلیل بسنده می کنیم ؛
1. بخاری در کتاب حدیثی الصحیح  از عمرو بن سلمه نقل کرده است ؛
در زمان رسول خدا (ص) محل زندگی ما کنار راه کاروانها بود لذا از مسافران در باره ماجرای پیامبر (ص) می پرسیدیم که چه شده و این مرد که ادعای پیامبری می کند کیست و مردم چه می کنند ؟ آنها پاسخ می دادند که وی گمان می کند خدا به او وحی می کند . من این حرفها را به خاطر می سپردم و به دلم می نشست . عرب اسلام آوردن خود را به تاخیر می انداخت  و منتظر بود تا ایشان به پیروزی برسد آنگاه ایمان آورد  لذا به همدیگر می گفتند وی و قومش را به حال خود بگذارید اگر بر آنها پیروز شد معلوم می شود در ادعای پیامبری صادق است. زمانی که پیامبر مکه را فتح کرد و بر قریش پیروز شد قبایل در پذیرش اسلام بر هم پیشی می گرفتند پدرم نیز پیش از قومش اسلام آورد و هنگامی که از نزد پیامبر (ص) باز گشت به مردم می گفت من از پیش کسی که براستی پیامبر است می آیم نماز بخوانید و ...
متن خبر
صحیح البخاری  ج 5 ص 95 :
حرب حدثنا حماد بن زید عن أیوب عن أبی قلابة عن عمرو بن سلمة قال قال لی أبو قلابة الا تلقاه فتسأله قال فلقیته فسألته فقال کنا بما ممر الناس وکان یمر بنا الرکبان فنسألهم ما للناس ما للناس ما هذا الرجل فیقولون یزعم أن الله أرسله أوحى إلیه أو أوحى الله بکذا فکنت احفظ ذلک الکلام وکأنما یغرى فی صدری وکانت العرب تلوم باسلامهم الفتح فیقولون اترکوه وقومه فإنه إن ظهر علیهم فهو نبی صادق فلما کانت وقعة أهل الفتح بادر کل قوم باسلامهم وبدر أبى قومی باسلامهم فلما قدم قال جئتکم والله من عند النبی صلى الله علیه وسلم حقا فقال صلوا صلاة کذا فی حین کذا وصلوا کذا فی حین کذا فإذا حضرت الصلاة فلیؤذن أحدکم ولیؤمکم أکثرکم قرآنا فنظروا فلم یکن أحد أکثر قرآنا منى لما کنت أتلقى من الرکبان فقدمونی بین أیدیهم وانا ابن ست أو سبع سنین وکانت على بردة کنت إذا سجدت قلصت عنى فقالت امرأة من الحی الا تغطوا عنا است قارئکم فاشتروا فقطعوا لی قمیصا فما فرحت بشئ فرحى بذلک القمیص .             
2. مورخ مشهور ابن اسحاق نیز در باره عام الوفود - یعنی سال نهم هجری که هیئت های نمایندگی فوج فوج برای پذیرش اسلام وارد مدینه می شدند و قرآن از آن  با تعبیر «یدخلون فی دین الله افواجا . سوره نصر :آیه 2 »یاد می کند , - چنین تحلیل کرده است : عرب در اسلام آورده منتظر قریش بود چرا که آنان به قریش به دیده ی ؛ امام و پیشوا , هدایت گر, اهل حرم و خانه خدا , نسل بی واسطه ابراهیم و آقا و رهبر عرب می نگریستند و این جایگاه مهم را کسی انکار نمی کرد . از سوی دیگر این قریش بود که در برابر پیامبر به مخالفت و جنگ برخاست . لذا وقتی مکه فتح شد و قریش در برابر پیامبر تسلیم شد و اسلام بر آنان چیره شد عرب دانست که در برابر قدرت پیامبر توان مقابله و جنگ ندارد از این حاضرشدند در دین خدا وارد شوند چنانکه قرآن در سوره نصر فرموده است .
متن خبر
البدایةوالنهایة  ج ‏5 ص 40 :
سنة تسع کتاب الوفود الواردین إلى رسول الله صلّى الله علیه و سلّم‏؛
قال محمد بن إسحاق: لما افتتح رسول الله صلّى الله علیه و سلّم مکة و فرغ من تبوک و أسلمت ثقیف و بایعت ضربت الیه وفود العرب من کل وجه، قال ابن هشام: حدثنی أبو عبیدة أن ذلک فی سنة تسع و أنها کانت تسمى سنة الوفود،
قال ابن إسحاق: و إنما کانت العرب تربص بإسلامها أمر هذا الحی من قریش، لأن قریشا کانوا امام الناس و هادیتهم و أهل البیت و الحرم و صریح ولد إسماعیل بن إبراهیم و قادة العرب لا ینکرون ذلک، و کانت قریش هی التی نصبت الحرب لرسول الله صلّى الله علیه و سلّم و خلافه فلما افتتحت مکة و دانت له قریش و دوخها الإسلام عرفت العرب أنهم لا طاقة لهم بحرب رسول الله صلّى الله علیه و سلّم و لا عداوته فدخلوا فی دین الله کما قال عز و جل أفواجا یضربون الیه من کل وجه یقول الله تعالى لنبیه صلّى الله علیه و سلّم إِذا جاءَ نَصْرُ الله وَ الْفَتْحُ وَ رَأَیْتَ النَّاسَ یَدْخُلُونَ فی دِینِ الله أَفْواجاً فَسَبِّحْ بِحَمْدِ رَبِّکَ وَ اسْتَغْفِرْهُ إِنَّهُ کانَ تَوَّاباً .