سفارش تبلیغ
صبا ویژن

نکته نگار

سرزمین مصر و زلیخاهاى خیره (طنز )

سرزمین مصر و زلیخاهاى خیره
داستان پاکی یوسف پیامبر ضرب المثل است و به همان اندازه خیرگی زلیخا . این روزها سریال تلوزیونی حضرت یوسف علیه السلام در حال بخش از شبکه یک سیمای جمهور ی اسلامی است . این موضوع بهانه ای شد تا متنی را که سالها قبل فیش برداری کرده بودم و به طنز عنوان آن را « آب و هواى مصر  زلیخا پرور» گذاشته بودم برای وبلاگ آماده کنم .
 این متن گزارش برخورد خلیفه فاطمی مصر (الحاکم بالله ) با فساد اخلاقی زنان در قاهره پایتخت مصر است . ابن کثیر دمشقی در کتاب تاریخی البدایة و النهایة  در گزارش حوادث سال 405 هجری می نویسد :
خیلفه فاطمی در این سال دستور داد ؛ زنان از منازل خارج نشوند ،
از پشت بامها و طبقات بالا بیرون را نگاه نکنند ، حمام نروند و کفاشان برای آنها کفش ندوزند . گروهی از زنان به خاطر نافرمانی از این دستور کشته شدند ، و برخی حمام ها را روی سرشان خراب کردند . گروهی نیز گماشته شدند تا مردان و زنانی را که با هم رابطه نامشروع دارند شناسایی کنند و آنها را از این کارشان بازدارند . خلیفه خود نیز شب و روز در این گشتها شرکت می جست . این سخت گیریها شرایط را برای بر زنان و فاسقان دشوار ساخت و کمتر زن فاسدی می توانست به مرد مورد علاقه اش برسد .
ابن کثیر در ادامه به یک نمونه از وصال یکی از این زنان فاسق به فرد مورد علاقه اش اشاره کرده و از فریبکاری های او در این مسیر سخن به میان آورده است .
متن خبر به زبان اصلی
البدایة والنهایة : ثم دخلت سنة خمس و أربعمائة . فیها منع الحاکم صاحب مصر النساء من الخروج من منازلهم، أو أن یطلعن من الأسطحة أو من الطاقات، و منع الخفافین من عمل الخفاف لهن، و منعهن من الخروج إلى الحمامات، و قتل خلقا من النساء على مخالفته فی ذلک، و عدم بعض الحمامات علیهنّ، و جهز نساء عجائز کثیرة یستعلمن أحوال النساء لمن یعشقن أو یعشقهن، بأسمائهن و أسماء من یتعرض لهن، فمن وجد منهن کذلک أطفأها و أهلکها، ثم إنه أکثر من الدوران بنفسه لیلا و نهارا فی البلد، فی طلب ذلک، و غرق خلقا من الرجال و النساء و الصبیان ممن یطلع على فسقهم، فضاق الحال و اشتد على النساء، و على الفساق ذلک، و لم یتمکن أحد منهن أن یصل إلى أحد إلا نادرا .
آدرس : البدایة والنهایة ج 11 ص 352 .


شرح نهج البلاغة ابن ابی الحدید در کانون توجه یک تاریخ نگار

شرح نهج البلاغة ابن ابی الحدید در کانون توجه یک تاریخ نگار

ابن ابی الحدید ( 586 -  656)   متولد  مدائن عراق است . او از سنیان معتزلی است  که بر نهج البلاغة شرحی بیست جلدی  نوشته است . جالب آن که شرح او بر نهج البلاغة مورد توجه کسی چون ابن کثیر دمشقى (م 774) قرار گرفته است . ابن کثیر نویسنده کتاب تاریخی البدایة و النهایة است . مسلک شافعی دارد و البته شدیدا از ابن تیمیة حنبلی تاثیر پذیرفته است  بنابر این  گرایش سلفی نیز دارد  و بدیهی است که تعصب شدیدی علیه شیعیان نیز داشته باشد [1] . او در البدایة و النهایة در گزارش حوادث سال 649  به پایان یافتن شرح نهج البلاغة  ابن ابی الحدید چنین اشاره می کند ؛ 

البدایة و النهایة : ثم دخلت سنة تسع و أربعین و ستمائة  ؛  فیها عاد الملک الناصر صاحب حلب إلى دمشق .... و فیها کمل شرح الکتاب المسمى بنهج البلاغة فی عشرین مجلدا مما ألفه عبد الحمید بن داود بن هبة الله بن أبى الحدید المدائنی، الکاتب للوزیر مؤید الدین بن العلقمیّ، فأطلق له الوزیر مائة دینار و خلعة و فرسا، و امتدحه عبد الحمید بقصیدة، لانه کان شیعیا معتزلیا.

آدرس

البدایة و النهایة ج‏  13  ص   181 .

مشخصات نشر: البدایة و النهایة، أبو الفداء اسماعیل بن عمر بن کثیر الدمشقى (م 774)، بیروت، دار الفکر، 1407/ 1986.

 ترجمه

گزارش حوادث سال ششصد و چهل و نه :

در این سال ملک ناصر حاکم حلب به دمشق بازگشت ....و در این سال شرح کتاب موسوم به نهج البلاغة در بیست جلد تمام شد . این کتاب از جمله تالیفات عبد الحمید بن داود بن هبة الله بن أبى الحدید مدائنی  است . او کاتب مؤید الدین بن علقمی است که  وزیر خلیفه آخر عباسی بود . وزیر در قبال اتمام این شرح به او هزار دینار , لباس و یک اسب بخشید . ابن ابی الحدید نیز او را در قصیده ای مدح گفت . اینها به خاطر این بود که ابن ابی الحدید شیعه معتزلی بود .   

 

[1] . رجوع کنید به بخش کتابشناسی نرم افزار نور السیرة 2  و نیز رجوع کنید به دائرة المعارف بزرگ اسلامى ج 4 مدخل ابن کثیر .


عنوانی برای یک تحقیق ؛ عباسیان و روش مسموم کردن مخالفان

عنوانی برای یک تحقیق ؛ عباسیان  و روش مسموم کردن مخالفان

بنی عباس با شعار سپردن حکومت به فردی از خاندان پیامبر (ص) بر سر کار آمدند و از این رو پس از تصاحب قدرت , از همه بیشتر از علویان احساس خطر می کردند . این امر با قیامهای سادات حسنی تشدید شد آنان ابتدا به هر طریق که توانستند به سر کوب این قیامها پرداختند اما در حذف فیزیکی قیام کنندگانی که دارای نفوذ گسترده بودند با احتیاط بیشتری برخورد کردند . این احتیاط به خصوص نسبت به آنانی که در ظاهر قیام نکرده  بودند و احتمال قیام آنان می رفت ضروری تر به نظر می رسید . تدابیری چون دادن امان به قیام کنندگانی که سرکوب آنان هزینه داشت , دستگیری و زندان  آنانی که در دسترس بودند ,  گردن زدن برخی به طور مخفیانه در زندان و سر انجام  مسموم کردن ادامه مطلب...