سفارش تبلیغ
صبا ویژن

نکته نگار

طرف پیروز در واقعه ی عاشورا

طرف پیروز در واقعه ی عاشورا

پس از فاجعه کربلا چنان غم و اندوه در مدینة الرسول و جهان اسلام  فراگیر شد که سال شهادت امام حسین علیه السلام  به « سال اندوه » نامیده شد . با این حال کسانی نیز بودند که همانند بنی امیه از شهادت آن بزرگوار خرسند بودند . اینان کسانی بودند که به دلیلی با امیر المومنین علیه السلام  دشمنی داشتند مانند آنانی که در مقابل دولت عدل محور ایشان ایستادند و از عدل ورزی آن بزرگوار کینه به دل داشتند . در این میان وارثان و فرزندانِ  جنگ افروزان جنگهای جمل و نهروان در کینه ورزی با خاندان علوی از همه بیشتر به  بنی امیه نزدیک بودند . شاید بتوان گفت سرآمد  این گروه  ،  خاندان زبیر و طلحه بودند .

روایتی از امام صادق علیه السلام رسیده که فردی از خاندان طلحه به نام ابراهیم  هنگام بازگشت کاروان اسرای کربلا از شام  ،  به استقبال کاروان رفت و به لحن کنایه آمیزی به امام  سجاد گفت : پیروز این واقعه که بود ؟[1]  امام در پاسخ فرمود : اگر می‏خواهی بدانی چه کسی پیروز شده است، هنگام فرا رسیدن وقت نماز، ابتدا اذان بگو و سپس نماز را اقامه کن  .

از آنجا که سخن این فرد همراه با کنایه بود امام نیز در پاسخ به همان سبک پاسخ گفتند . این فرمایش امام کنایه از آن است که بنی امیه می خواستند نام پیامبر (ص) و اسلام را از بین ببرند ولی نتوانستند و پدرم با قیام و شهادتش آنان را شکست داد و نام پیامبر (ص) همچنان از سوی موذنان و نمازگزاران صلا زده می شود . بنا بر این تو هنگام خواندن نماز خواهی فهمید که طرف پیروز این حادثه ماییم نه بنی امیه .

متن خبر

الامالی ، الشیخ الطوسی : بهذا الإسناد { أحمد بن عبدون ، عن علی بن محمد بن الزبیر ، عن علی بن فضال ، عن العباس بن عامر }، عن أبی عمارة، عن عبد الله بن طلحة، عن عبد الله بن سیابة، عن أبی عبد الله (علیه السلام)، قال :

لما قدم علی بن الحسین (علیهما السلام) و قد قتل الحسین بن علی (صلوات الله علیهما) استقبله إبراهیم بن طلحة بن عبید الله، و قال یا علی بن الحسین، من غلب و هو مغطى رأسه، و هو فی المحمل. قال فقال له علی بن الحسین إذا أردت أن تعلم من غلب، و دخل وقت الصلاة، فأذن ثم أقم.

 

آدرس : امالی‏ شیخ طوسی ص  677  ح 1432-  11  ،  بحار الأنوار ج  45 ص 177 ح 27  .




[1]. به نظر می رسد او می خواهد به امام کنایه بزند که اگر جد شما در جنگ جمل ، طلحه و زبیر را شکست دادند در این جنگ شما مغلوب شدید . این تعبیر به گونه ای عقده گشایی است .            


نگاه شاعر شیعی سده نخست هجری به امام سجاد علیه السلام

نگاه شاعر شیعی سده اول به امام سجاد علیه السلام

کمیت اسدی از شاعران برجسته سده ی  نخست هجری است . او شیعه مذهب است و معاصر دو امام بزرگوار ، امام سجاد و امام باقر علیهما السلام است . وی شعری در مدح امام سجاد علیه السلام (شهادت در سال 94 هجری ) سروده و از سوی حضرت نیز صله دریافت کرده است . سخنان او با امام به هنگام مدح حضرت و گرفتن صله ، نشان از میزان شناخت او از امام و نوع نگاهش دارد . با توجه به این که برخی تلاش دارند تا تشیع را پدید آمده در دوران پس از صدر اسلام  بدانند و خصوصا اعتقاد به امام به عنوان رهبر مذهبی را مربوط به دوره ی صادقین علیه السلام می دانند ، مناسب دیدیم  متن این گفتگوی شاعر و امام در این جا بیاید .

 این متن را ذهبی (از عالمان و نویسندگان سنی قرن هشتم ) در کتاب تاریخ الاسلام خود آورده است . وی در شرح حال این شاعر می نویسد :

کمیت بن زید اسدی کوفی  شاعر زمان خود بود و گفته می شود ابیات شعر او به پنج هزار می رسد. او از فرزدق و ابو جعفر باقر {منظورش امام باقر علیه السلام است } نقل(حدیث و…) داشته است .کمیت شیعه بود .گفته شده او هنگام مدیحه سرایی برای علی بن الحسین {امام سجاد علیه السلام } به ایشان گفته است :من شما را مدح گفتم به این امید که وسیله ای باشد برای آبرومندی نزد رسول خدا در روز قیامت {تا مرا شفاعت کند }.سپس قصیده ای که در مدح ایشان سروده  بود ، خواند  . وقتی شعر او تمام شد امام به او گفتند :  اجر و ثواب تو زیاد است و ما  از پاداش تو  عاجزیم اما خداوند عاجز نیست و پاداش مناسب تو را خواهد داد . امام و خاندانش متقبل پرداخت چهارصد هزار درهم  شدند . وقتی خواستند این مقدار  پول را به عنوان صله به او بدهند کمیت گفت : شما اگر یک دانق هم به عنوان صله به من بدهید من قبول آن را برای خود شرف می دانم اما دوست دارم در حق من یک خوبی کنید و یکی از لباسهایتان را که تا کنون پوشیده اید به من هدیه کنید تا من تن خود را به آن متبرک کنم . امام  یک دست از لباسهایی را که پوشیده بود  به او اهداء کرد و سپس چنین در حق او دعا کردند :  خدایا در روزگاری که مردم در حق آل رسول و ذریه  پیامبر (ص) بخل می ورزند ، کمیت در حق آنان جوانمردی و از خودگذشتگی نشان داد و حقی را که دیگران کتمانش کردند ، نمایان  ساخت . پس خداوندگارا حیات او را با سعادت و مرگش را با شهادت ، همراه ساز و هر چه زودتر پاداشش را به او نشان ده و در آخرت  اجر فراوان به او بده چرا که ما از دادن پاداش برابر با کارش ،  ناتوانیم .

کمیت می گوید:  من همیشه شاهد برکات این دعا در زندگی ام بوده ام .

این شاعر شیعی در سال 126 هجری در گذشت .

 

چنانکه از این ماجرا بر می آید نگاه او به امام که خواسته امام لباسش را هدیه کند  تا بدان تبرک جوید شبیه نگاه شاعر معروف ، دعبل خزاعی در دروه امام رضا علیه السلام است که از امام لباسش را  خواست _ و حتی حاضر نمی شد آن را با مبالغ زیادی پول عوض کند  _ یکی است . این بدان معناست که نگاه شیعیان به امام با عنوان شخصیتی الهی و رهبری مذهبی از آغاز بوده اما پس از دوره صادقین علیه السلام به دلیل بالا رفتن آمار شیعیان اندیشه های آنان علنی تر و شایع تر شده است نه این که در این دوران ایجادشده باشد .

 

متن خبر

تاریخ‏الإسلام :  الکمیت بن زید الأسدی الکوفی ،  شاعر زمانه، یقال إن شعره أکثر من خمسة آلاف بیت.

روى عن الفرزدق و أبی جعفر الباقر....و کان الکمیت شیعیا. قیل: إنه لما مدح علی بن الحسین قال: إنی قد مدحتک بما أرجو أن یکون وسیلة عند رسول الله صلّى الله علیه و سلّم یوم القیامة، ثم أنشده قصیدة له، فلما فرغ منها قال: ثوابک نعجز عنه و لکن ما عجزنا عنه فإن الله لن یعجز عن مکافأتک، و قسّط على نفسه و أهله أربعمائة ألف درهم، فقال له: خذ هذه یا أبا المستهل، فقال: لو وصلتنی بدانق لکان شرفا و لکن إن أحببت أن تحسن إلیّ فادفع لی بعض ثیابک التی تلی جسدک أتبرّک بها، فقام فنزع ثیابه فدفعها إلیه کلها ثم قال: اللَّهمّ إن الکمیت جاد فی آل رسولک و ذریّة نبیّک بنفسه حین ضنّ الناس و أظهر ما کتمه غیره من الحق فأمته شهیدا و أحیه سعیدا و أره الجزاء عاجلا و أجر له جزیل المثوبة آجلا فإنّا قد عجزنا عن مکافأته [1].

قال الکمیت: ما زلت أعرف برکة دعائه. ....

قال أبو القاسم الحافظ: و بلغنی أن الکمیت ولد سنة ستین و مات سنة ست و عشرین و مائة.

آدرس

تاریخ‏ الإسلام ،  ذهبی  ، ج‏8 ص210  .

سیر أعلام النبلاء ،  ذهبی  ، ج 5ص  388 رقم 177.

                       

در باره این شاعر می توانید به منابع ذیل مراجعه کنید :

وفیات الأعیان 5/ 220 و 6/ 285، دیوان المتلمّس الضبعی 32 و 148، المقتضب للمبرّد 2/ 93، لسان العرب 18/ 244، شروح سقط الزند 1308، خلاصة الذهب المسبوک 46. مختار الأغانی 6/ 273، الأغانی 17/ 1- 40، الشعر و الشعراء 368، الموشح 191 و 192. جمهرة أنساب العرب 187، سمط اللآلی 1.